دهکده پروفایل
دهکده پروفایل



داستانه یه عشق زیبا

 

+پسر: میخوام باهات بهم بزنم ...br

-دختر :چی ؟؟؟br

+واضح گفتم .. میخوام برم زندگیمو بسازم br

- زندگیت!! مگه نمیگفتی من زندگیتمممbr

+اره ولی الان زندگیم از تو مهم تره ..br

- پس این چن سال چی میشه؟br

+ این لوس بازیا جدی نیس .. ادم یکار جدی میکنه اگه بخواد با طرف ازدواج کنه br


-اخه چرااا br

+بیا همون کافه همیشگی ساعت ۵ میخوام گردند بندی که بهم دادیو و خودتم ازش داری و پس بدم بهت .. br

چن ساعت بعد دختر با یه دست مشت شده و لیوان اب جلوش توی کافه ..br

پسره خیلی شیک و خوش تیپ که معلومه خیلی به خودش رسیده وارد کافه میشه ..br

عطرش توی فضا پخش میشه همون عطری۶ که دختره براش گرفته بود ...br

دختره نفسشو تو سینه حبس میکنه .. br

با چشای سیاه و گود رفته نگاش میکنه ..br

پسر تا میبینش قیافش تو هم میره br

+سلامbr

-هه سلامم..br

+گریه کردی؟br

-برات مهمه؟br

+سوال منو با سوال ج نده br

- خوش تیپ کردی ..این زندگیت یه نفر دیگه نیس ..br

+ زدی به هدف .. میدونم باهوشیbr

گارسون میاد :چیزی میل دارین ؟br

+دوتا چایی و یه کیک روز ..br

-من هیچی نمیخورم br

+بره زندگیم میخوام بگیرمbr

-پس باهاش قرار داریbr

+ارهbr

دختری با حالتی عصبی br

-چجوری این ده سالو میتونی فراموش کنی...br

+ میتونم به جرات بگم بهترین سالای عمرم بود ..br

دختر مشت بستشو بیشتر فشار میده ..br

+ ولی الان وقتشه به زندگیم سرو سامون بدم br

گردند بندو در میاره و میزاره رو میز ...br

-واقعا میخوای بریییی؟br

+اره این رابطه وقتشه تموم بشهbr

-واقعا میخوای تمومش کنی ؟br

+چن بار بهت بگم اره ...br

دختر مشتشو باز میکنه! دو تا قرص!br

میزاره تو دهنش ! و اب میخوره ...br

+چی خوردییییییbr

-تو که برات مهم نیسbr

+کصاافط میگم چه قرصی خوردی br

پسر پا میشه میاد رو به روش صندلیشو میچرخونه داد میزنه سرش چی خوردیbr

-ق ق قر ص ببرنج جbr

دختر اشک تو چشاشه br

پسر مات و حیرون نگاش میکنه br

ادمای توی کافه ترسون نگاه میکننbr

اشک پسر در میاد و میاد پایین روی گونشbr

دختر با بغضbr

-تو که برات مهم نی زندگیم گریه نکن .... من واقعا بدون تو نمیتونم!br

برو با جدیده زندگیتو بساز تازه داماد br

+ لعنتی چه غلطی کردییییی پاشو بریم بیمارستاننن احمق روانی همش شوخی بود ! من امکان نداره با کسی جز تو اینجا قرار بزارم .... میخواستم رابطمون تموم بشه تا بتونم ازت خواستگاری کنم...br

دختر ترسیده و میخکوب فقط به پسره نگاه میکنه ..br

پسره یه جعبه کوچیک قرمزه میده به دختره و بلندش میکنه میبرتش بیرون از کافه ...br

میزارش تو ماشین ...br

دختر ترسیده و لرزون فرو میره تو صندلی ماشین ...br

پسره سوار میشه ... تا بیمارستان جفتشون گریه میکنن br

-من نمیخوام بمیرمم br

+ خیلی احمقی منمم نمیخوام بمیری واس چی خوردیششش ... فقط اگه دو دقیقه صبر میکردی ... من دلم نمیومد اذیتت کنم br

پا رو گااازbr

هق هق دختر br


سرفش دستش جلو صورتش br

و دستاش خونیbr

پسر تند تر میره ..br

بیمارستان br

خون اشک ترس..br

جواب منفی دکترا به شستشو معده br

×شرمندم برید باهاش خدافظی کنید وقت زیادی نداره قرص برنج اثرشو گذاشته ...br

پسر تکیه به دیوار و سرشو فشار میده ...br

دختر رو تخت br

لباساش خونی br

پسر میره تو اتاق br

+عشقم؟br

-جونمbr

جفتشون میزنن زیر گریه ..br

پسره میره بغلش میکنه .. جعبه انگشتر و ازش میگیره br

+عشقم من چجوری میتونستم ترکت کنم اخه .. مگه تو زندگیم نبودی مگه بهت نگفتم من بهت دروغ نمیگم مگه نگفتم یه روز میشی خانومم خانوم خونم مامان بچه هام ... مگه تو نگفتی فقط منو میخوای مگه نگفتم بدون تو نمیتونمbr

دختر و بلند میکنه و میزاره رو پاهاش br

دختر همین جوری که اشکاش میریخته سرشو به سینه پسره تکیه میده ...br

چنتا سرفه و لباس پسره خونی میشه br

پسره سفت فشارش میده br

در جعبه رو باز میکنه با گریه میگه ... br

دختره کم کم بیحال میشه و رنگش سفیییید ...br

+خانوم خونم میشی ؟ با من ازدواج میکنی؟br


-بله br

گریه جفتشون br

چنتا سرفه و خون زیاد ...br

خون از بینی دختر سرازیر میشه ...br

پسره انگشترو دست دختر میکنه ...br

دختر درش میاره و پسش میده br

- من منننن ... ت ت تووو باااید زز زندگیتو بککنی بدوون من !!br

ببخشید که اینجوری شد تقصیر من بود br

+نه تقصیر من بود گلم ...br

گریهه و بغض که راه نفس جفتشونو سد کرده..br

-نه تتو بایید دیهه منو فرامووشش کنییی...br

+ نه نمیتونم br

-دوست دارم br

+منم دوست دارمbr

چشای دختر میره و شل میشه ...br

و اخرین نفسش از دهنش میاد بیرون...br

+زندگیم؟؟؟br

+اییی خدااا br

جسد دخترو سفت بغل میکنه و گریه میکنه ...br

پرستا را و دکترا که این صحنه ها رو دیده بودن سعی میکنن پسره رو اروم کنن تا اجازه بده جسد دختره رو ببرن سرد خونه ..br

پسره اجازه نمیده و از اتاق بیرونشون میکنهbr

نگشترو دوباره دست دختره میکنه!br

+تو همیشه زندگیه من میمونی

اینو نوشتم که به همه اونایی که به اسم عشق با کسی دوست میشنو و بهش خیانت میکنن بفهمونم عشق مقدسو پاکه پس با هوس قاطیش نکین واسمه عشق رو لکه دار نکنین

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





پنج شنبه 19 اسفند 1395برچسب:,

  توسط *محمد & مهسا*  |
 

 



به وبلاگ من خوش آمدیدامید وارم بهتون خوش بگذره باتشکر:محمدوباران


 

 

 پروف
 پروفgif
 پروف
 شعر عاشقونه
 خیانت........
 پروف
 پروف
 پروف ترکی
 پروف ترکی
 پروف
 پروف
 پروف عاشقانه.....
 پروف
 پروف
 پروف
 پروف
 به سلامتی
 مطلب
 داستانه عشق
 داستان عاشق واقعی

 

ارديبهشت 1396
فروردين 1396
اسفند 1395

 

*محمد & مهسا*

 


تبادل لینک هوشمند

چشمکبرای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دهکده پروفایل و آدرس prof924.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. چشمک





شمال موزیک
آر روم
رویای خیس
عسل چت اصلی
اسپرت اریو
اپشن اریو z300
کادو تولد

 

3love3
دفترچه
شمال موزیک
آر روم چت
رویای خیس
حمل خرده بار از چین
حمل و سفارش از چین به ایران
فروش جلو پنجره لیفان
مستر قلیون
یکانسر
آی کیو مگ

 

RSS 2.0

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 15
بازدید ماه : 15
بازدید کل : 11938
تعداد مطالب : 62
تعداد نظرات : 8
تعداد آنلاین : 1


. .

. .